عطر دلتنگی

scent of nostalgia

عطر دلتنگی

scent of nostalgia

مشخصات بلاگ
عطر دلتنگی
آخرین مطالب

سفرت بخیر...

سه شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۳، ۱۱:۲۲ ب.ظ

  • میترا اسدی

نظرات  (۷)

  • حدیث سامی
  • سلام میترا جان...
    نتونستم انجام ندم...
    راستش همیشه هروقت هرکاری گفتم ب خاطر دوستیمون انجام دادم چون خوشحال میشم کلا کاری کنم واسه کسی...*خدارو صد هزار ار شکر* بابت توانائی هایی ک بهم داده...
    ولی با خودم گفتم دوستی ک دوست 10 ساله شو امروز پای تلفن ب دوست 3 روزه اش فروخت... نباید واسش کاری کرد...
    دوستی ک همیشه و همیشه واسه کارای ب نظر من بیخود قراراشو باهام بهم میزنه و تنها کاری ک رفتن ب کتابخونه هاستو ک ازش میخوامو انجام نمیده چراباید واسش طرح بزنم.. ولی نتونستم تلافی کنم.. آدمش نیستم نمیتونم.. اگه میتونستم خودت میدونی الان باید خیلیا ب روز سیاه نشسته باشن...
    دوست دارم..
    الهه جاش خوبه خوبه.. اون پیش *خداجونه* پس بهترین جاست جایی ک مقصد همه است.. دیر یا زود...
    تو ناراحت باشی پس دوستی بین مانیست...چون میشی مثل خیلیا...من خیلیارو میخواستم تا الان باهاشون بودم...
    چون تو رو میخوام ، میخوام خودت بمونی.
    پاسخ:
    دیووونه ی خودم،چرا آتیشم میزنی؟الهه دوست سه روزم نبود دوسال بود که تو انجمن باهم
    بودیم سه روز بود که دلتنگی دنیا انقد بهش فشار آورده بود که شب و نصفه شب نمیشناخت مدام بهم زنگ میزد مسیر دانشگاه تا خونه رو باهام پیاده میومد که حرف بزنه
    حرفاش که تموم شد عمرش هم...
    دیوونه خودت میدونی چقد میخوامت،خودت میدونی چقد مغرورم که تو جمع گریه نمیکنم و بیشتر بدی حالم برا اینه که دردم تو خودمه
    امروز از خدا خواستم زبونم لال مرگ هیچ کدوم از شما چهار نفر رو و خونوادمو نبینم و پیش مرگتون بشم
    حدیثم نکن اینجوری باهام اگه دارم میسوزم بخاطر دادیه که جشن جدیدالورودی سر چیدن سن سر الهه زدم خندید و گفت عزیزمی دیگه نمیشه دوست نداشت داد وهواراتم میخوام
    حدیث چند روز فرصت بده راست راستی درست میشم.باشه؟باشه نفسم؟
  • سید مدثر سادات حسینی گروه
  •  واقعا مرده پرست شدیم!
    مگه اون زمانی که مرحوم حسین پناهی زنده بود چقدر توجه کردیم؟
    بعدش مد شد تند تند شعرهاش رو میذاشتن توی اینترنت!
    الان هم سیمین بهبهانی!
    نه عزیزم فکر نکن من ادعای منطقی بودنم نمیشه!
    بیایید یاد بگیریم مرده پرست نباشیم و تا زمانی که زنده هستیم قدر یکدیگر را بدانیم.
    پاسخ:
    آره تا زنده ایم باید قدر همو بدونیم وگرنه بعد از مردنش چه فایده که گریه کنیم یا بخندیم؟

  • میترا اسدی
  • نگو نفروختی ک فروختی....
    ناراحت بودنتو نمیتونم قبول کنم ک دوستی و احترامو یادت بره..
    آدم باید همیشه سعی کنه دل ب دست بیاره تو بدترین شرایط نذاری کسی لبخندش یادش بره یا از همه بدتر لبخندی ک میزنه رو از بین ببره...

    هیچی نگو ک می شناسیم بگی میگم خیلی هم میگم :)
    گفتم ک دیگه یادم نیست...


    پاسخ:
    حدیثم
    خودت هم میدونی تو یه چیز دیگه ای
    دستتو بذار روقلبت صدای دوست داشتنمو میشنوی
    درست وحسابی هم میشنوی..........
    حق با توئه اما تو که از حال من خبر نداشتی
    چند وقته هیچی سرجاش نیست الا تو...الا تو که امروز زنگ زدی و نمیدونی با صدات لحظه ای که کمرم گرفته بود چه شوقی دووندی تو رگهام
    حدیث خوبه که حواست به منه...اما من دارم آب میشم چرا برات کم گذاشتم خیلی بد شدم وفاصله گرفتم از میترایی که دوستش داشتی....
    اگه من امروز جای الهه بودم تو الان حداقل خیالت راحت بود که دیگه زیر قولم نمیزنم...........

  • میترا اسدی
  • عزیییییزم...
    *خدا* نکنه... این چ حرفیه؟؟؟
    بمیرم.. راست میگن همه قبل از مرگ رفتنو حس میکنن...
    ب هرحال 3 روز رفیق شده بود دیگه....

    سخته ی نفرو بشناسی و بمیره.... ندیده باشیش بهتره....
    داد هم پیش میاد دیگه... همینه ک باید مهربون باشیم واسه همین حسرتاشه...
    *خدارحمتش کنه*

    دوشت دارم ....
    خیلی ناراحت شدم خدا رحمتش کنه...
    زندگی بار گرانی ست
    که بر پشت پریشانی تُست
    کار آسانی نیست
    نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن
    پدرم
    کمرم از غم سنگین نگاهت خَم باد
  • محمد محمدیان
  • خدا رحمتش کنه
    وبلاگ خوب و زیبایی دارید
    موفق باشید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی